خواهی اگر از جنت و فردوس نشانی         در دامنه ی خرم کوه « سبلان » است

سلام خدمت دوستان :

تاریخ صعود : روز پنج شنبه مورخه ۱۵/۴/۹۱ مصادف با نیمه شعبان

افراد شرکت کننده : مهندس امینی  - دکتر نبی زاده و بنده حقیر جواد نجات

وسیله نقلیه : خودروی شخصی پژو پرشیا

ساعت ۳۰/۴ صبح : حرکت از تبریز بطرف اهر - مشکین شهر -  لاهرود و شابیل

ساعت ۳۰/۷ صبح : خودرو را در پارکینگ شابیل قرار داده و کوله ها را آماده کرده و منتظر لندورها ماندیم. بالاخره لندورها آمدند و نفری شش تومن گرفتند و ما را به پناهگاه رساندند.

ساعت ۹ صبح : به پناهگاه رسیدیم و مشغول تدارک صبحانه شده سپس وسایلها را جمع و جور کرده و آماده صعود شدیم. در زمان صبحانه با گروه کوهنوردی بیمارستان امام اصفهان نیز آشنا شدیم.

ساعت ۱۰ صبح : صعود خود را از پناهگاه شروع کرده و آرام آرام از مسیر پاکوب شده و از جبهه عمومی شمال شرقی خود را بالا کشیده و پس از عبور از مسیرهای شنی و سنگی و خاکی و استراحتهای متعدد خود رابه ارتفاع ۴۳۰۰ متری رساندیم.

ساعت ۱۳ : از مسیر برفی عبور کرده و پس از گذر از سنگ اسب سوار و سنگ محراب و خسته نباشید خود را به قله رساندیم.

ساعت ۱۶ : پس از یک کوهنوردی و یخ نوردی و برف نوردی سنگین دریاچه یخ زده و پوشیده از برف قله سلطان ساوالان در جلوی چشمان خسته مان نمایان شد.

کوهنوردان زیادی هم در قله بودند . تیم ملی کوهنوردی هم آنجا بود . آنها جهت اعزام به پامیر پاکستان برای تمرین به سبلان آمده بودند آنهم از مسیر یخچال دائمی صعود کرده بوندن و خیلی سرحال . سبلان برای آنها مثل عینالی برای ما بود.

ساعت ۳۰/۱۶ : پس از استراحت شروع به فرود کرده و از یک مسیر پرشیب سنگی پائین آمدیم . عده ای بخصوص خانمها با اسکی کردن روی برفها پائین می آمدند و ابراز شادی می کردند .

ساعت 19/30 : در حالی که احساس گیجی و سردرد داشتم خود را به پناهگاه رسانده و بلافاصله سوار لندورها شده و خود را به پارکینگ شابیل رساندیم.

 ساعت 20/30 " پس از کمی خواب و استراحت و صرف شام و چائی کهلیک اوتی حالمان جا آمد و ریست شدیم.

ساعت 23 شب : سوار ماشین شده و به طرف تبریز راه افتادیم.

ساعت 3 نیمه شب به در منزل خود در تبریز رسیدیم و حکایت اولین صعود بنده به سبلان در اینجا به پایان رسید.

در آنجا افراد زیادی از همه شهرستانهای ایران  آمده بودند ، تهران ، اصفهان ، شمال و حتی بوشهر و ما احساس غریبی می کردیم. اکثرا دو یا سه روزه آمده بودند و شب را در پناهگاه چادر زده بودند و صبح زود به قله می رفتند. فتح سبلان برای اکثر کوهنوردان یک آرزو محسوب می شود مثل زیارت مکه و کربلا برای مردم عادی.

سبلان برای کوهنوردان یک کوه بسیار مفید و فنی محسوب می شود و باید با تجهیزات کامل کوهنوردی به آنجا رفت نه مثل من که حتی یک کلاه معمولی هم بر نداشته بودم و در آن سرما که نزدیک به صفر درجه بود ، سرم یخ زده بود.

توصیه من به کسانی که بار اول می خواهند به سبلان بروند برای اینکه دچار مشکل تنفسی نشوند در دو هفته متوالی بروند ، هفته اول جهت هم هوائی تا ارتفاع حداکثر 4400 متر تا 4500 متر بالا روند و کمی آنجا بمانند و برگردند و هفته دوم و  در صورت عدم بروز عوارض تا قله بروند . هم هوائی مسئله بسیار مهمی است که نباید آنرا دست کم گرفت و نباید به بدن خود فشار آورد چون در آن شرایط سخت اگر تغذیه درست نباشد بدن افت شدیدی کرده و جبران آن دو سه هفته ای طول می کشد و چنانچه احساس بدی داشتید باید سریعا برگردید. رسیدن به قله تحت هر شرایطی خارج از اصول کوهنوردی می باشد و رسیدن به قله مقتی افتخار آمیز است که بدون هیچ مشکل جسمی باشد. البته ایجاد خستگی و کمی سردرد و فشار جسمی و استرس امر طبیعی است ولی اگر بیش از حد باشد باید پیشگیری نمود.

در پایان جا دارد از زحمات همنوردان عزیزم که این صعود را مدیون آنها هستم تشکر کنم.

***********************************************

 

تعدادی از عکسهای تهیه شده در زیر نمایش داده می شوند

میدان مارالان تبریز در صبح نیمه شعبان 1391

روئت قله سبلان از پناهگاه

کم کم داریم از پناهگاه فاصله می گیریم

اسب سواری که در راه قله به سنگ تبدیل شده بود

زیبائی هائی از سبلان

پیش بسوی فتح قله

شیب تند آخرین پله صعود که حدود 2 ساعت زمان می برد

آخرین استراحت در میان برف و آماده شدن برای حمله نهائی به قله

ذره ای از قدرت لایزال الهی

تیم ملی کوهنوردی در حال صعود از یخچال دائمی سبلان

بالاخره به دریاچه پوشیده از برف سبلان رسیدیم

بزرگترین افتخار کوهنوردی بنده : ایستاده در کنار دریاچه سبلان

از راست : مهندس امینی - دکتر نبی زاده - بنده حقیر

پیشروی ابرها در بعد از ظهر به سمت قله

تماشای چنین مناظری خستگی رو از تن آدم بیرون می کنه

و اینهم تصویر رویایی از پناهگاه در مسیر برگشت حوالی غروب آفتاب

در پناهگاه عده زیادی آمده بودند و چادر زده بودند و می خواستند صبح روز جمعه ۱۶/۴/۹۱ به قله بروند.

نوشته شده توسط جواد نجات  | لینک ثابت |